محمد باقر ملكيان

40

علوم قرآن در تفسير الميزان و آثار علامه طباطبايى ( قده ) ( فارسى )

به جايى رسيده كه گفته است : معناى اينكه فرشته قرآن را نازل كند اين است كه خداى تعالى كلام خود را به او الهام نموده ، در همان آسمان قرائت آن را تعليم وى كند و آن‌گاه آن فرشته به زمين نازل شده ، كلام خداى را برساند و اين نيز دو راه دارد ، يكى اين‌كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله از صورت بشرى خود در آمده ، به شكل ملك شود و پيام خداى را از ملك بگيرد ، دوم اينكه ملك از صورت فرشتگى خود درآمده ، به شكل يك انسان مجسم شود ، تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله پيام را از او دريافت كند و البته اولى مشكل‌تر است . بايد از او پرسيد : مقصودت از درآمدن يك انسان از جلد انسانيت و مجسم شدنش به صورت فرشته چيست ؟ و چگونه چنين چيزى قابل تصور است ، آن هم بعد از آنكه به صورت ملك درآمد ، دوباره برگردد انسان شود و نيز چگونه ممكن است تصور شود كه يك فرشته به صورت انسان درآيد ؟ ! و دوباره به شكل اول خود برگردد ؟ ! با اينكه ما فرض كرده‌ايم كه اين دو مخلوق هريك هويتى دارند مغاير هويت آن ديگرى و هيچ رابطه‌اى بين آن‌دو نيست ، نه از نظر ذات و نه از نظر آثار ، علاوه بر اشكالات ديگرى كه در كلام اين گوينده هست ، كه خود خواننده با كمى دقت متوجه آن مىشود . اعتقاد عمومى مسلمانان در وحى قرآن « 1 » قرآن مجيد بيشتر از هركتاب مقدس ديگر مانند تورات و انجيل از مسأله وحى آسمانى و فرستنده وحى و آورنده وحى ياد كرده و حتى از كيفيت وحى سخن گفته است .

--> ( 1 ) . قران در اسلام : 72 .